خرید بک لینک

بی قرارم کن (3)

جعبه کارتُنی که پر بود از کتابهام رو محکم انداختم زمین و دستم رو به دیوار گرفتم و نفسم رو تازه کردم.آزاده لبخندی زد و گفت :

کوه کندی؟

اخمام رو توی هم کردم و گفتم :آزاده رو اعصابم نرو که حوصله ندارما..

برچسب: نویسنده: نادر تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 20:08

صفحه بندی