خرید بک لینک

بی قرارم کن (4)

یه فاتحه خوندم و ار روی زمین بلند شدم .از لای جمعیتی که برای خاکسپاری عمه سروه اومده بودن و همه هم از اهالی همون روستا بودن رد شدم.

به آسمون نگاه کردم آسمون هم گرفته بود و صدای هیچ پرنده ای نمیومد.

برچسب: نویسنده: نادر تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 20:08

صفحه بندی