خرید بک لینک

بی قرارم کن(7)


از آشپزخونه اومدم بیرون .که لیلی به طرف اومد و گفت: عزیزم این خرما ها رو هم میخوای بیاری؟ این دیگه پرسیدن نداشت؟! این خرما ها رو که برای دکور خونه درستشون نکرده بودم.اهمیتی به سوالی که ازم کرده بود نکردم و به طرف خرماهایی که روی میز بود رفتم و گفتم :کیمیا ما با شما میایم دیگه. قیافه اش هنوز یه کم توی هم بود با همون قیافه درهمش گفت:برای همین اومدم اینجا دیگه خانومی دَمش گرم. با این که یه وقتایی از روی بی ریایی حرفی میزد ولی حس کردم این بار رو از قصد این حرف رو زد که مثلا آقا نوید بی خودی اینجا لم دادی.زیر چشمی به نوید که با پانیذ داشت حرف

برچسب: نویسنده: نادر تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 20:08

صفحه بندی